آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
20 مهر 1388
دختر = بدبختی
نوشته شده توسط احسان در ساعت 10:48
موضوع: عکس

19 مهر 1388
چه کشکی چه پشمی
نوشته شده توسط احسان در ساعت 17:17
موضوع: طنز

 

چه کشکی، چه پشمی

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند.
در حال مستاصل شد....
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.
قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.
گفت:
ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم....
قدری پایین تر آمد.
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:
ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی کمی پایین تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت:

مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم
غلط زیادی که جریمه ندارد.

10 شهریور 1388
به یاد آرزوهای فنا شده
نوشته شده توسط احسان در ساعت 18:25

قول داده بودم سیاسی آپ نکنم ولی اینو که دیدم کلی خاطره برام تازه شد !!! 

 

9 شهریور 1388
چند تا عکس مختلف که نگن آپ نمی کنه
نوشته شده توسط احسان در ساعت 20:32
موضوع: عکس

 

 

 

 

 

 

شیوه افطاری و سحری ایرانی ها !!! 

 

 

برای هر سلیقه ای یک گزینه !!! 

 

 

هی من بگم از خانمها استفاده ابزاری نکنید ... 

 

 

عکس لو رفته از مدرسه دخترانه ( این یکی حقیقتی تلخ واقعی !!!!) 

  

 

بی ربطه به بحثمون ولی خیلی باحاله !!!! 

 

 

 

29 مرداد 1388
خدایا توانم ده
نوشته شده توسط احسان در ساعت 17:40
موضوع: عرفانی

خدایا ! رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ، نه از آنان که پول دین را میگیرند و برای دنیا کار می کنند.  

 

   

خدایا وقتی دل گرفته و غمدار است..وقتی دوستان دشمنند..وقتی در همه ی راهها چاهی پنهان است..وقتی پایان دوست داشتن از یاد بردن شده است..و آسمان بالای سرت از دود دلها گرفته است..پس نومیدانه رو به سوی تو کرده ام..تا دستم بگیری و از این ظلمت رهایی ام بخشی..صدایم کن قبل از اینکه به انتها برسم.......

17 مرداد 1388
می خواهمتان ... می خوانمتان
نوشته شده توسط احسان در ساعت 11:10
موضوع: عرفانی

 سلام از امروز به روند عادی وبلاگم برگشتم ... سیاست تعطیل !!! 

دوست عزیزم ، سلام / این که بعد از مدت ها دوباره بیایم و یکراست سر از اینجا دربیاورم البته معمایی است که در من مانده! / اینجا یک دوره ی کامل زندگی را خواندم / میان همین چند سطر کم پشت ، ضخامت واقعیت را لای پر قوی مجازی می شود دید! / تیغ و ابریشم! / یادم آمد چیزی نوشته ام قبلاً / "من جهانی کوچک هستم / با جمعیتی تنها / که در چمدان زندگی می کنند..." / عجیب کمی عادی است برای اینجا / جایی با خودآزاری لذیذ نوشتن / در جستجوی آن حس عزیز مبهم / فقط می ماند این که / کلمات ، نگاتیوهای تن نویسنده اند در آپارات متن / نور که بتابانی جهانِ نویسنده بر صفحه می گذرد / و کائنات دوباره زاده می شوند / شما بهترین راه را آمده اید دوست من / زیست و تنفس ، فریاد در جهان متن / یکسره شیرجه بزنید در عمق نوشته / درهم بریزید و خلق کنید از نو همه چیز را / حتی خدا در نوشته های تان از آن شمااست / همه ی هستی به فرمان شما هست می شود و فرو می ریزد / جهان در زبان شما اتفاق می افتد / رهایی در آن سوی متن نیست / آن سوی متن ، خدا ، دیگری است / همه چیز دو قدم این سوتر معطل کشف مانده / رهایی درون متن به انتظار آفرینش شما است / عصبیت ، پرخاش ، فحش و هرچیز دیگر ، آنجا به شما رهایی می بخشد که به رهایی بیاندیشید / پناه بر رویا! / باز هم می خوانمتان.

11 مرداد 1388
نتیجه کلی کاریکاتور روزنامه همشهری
نوشته شده توسط احسان در ساعت 13:12

سلام بعد از چند روز در آخر با کمک نظرات همه دوستان نتیجه کلی این کاریکاتور رو در 3 موضوع مختلف نتیجه گیری کردیم و البته با نظر شخصی خودم که عبارتند از :   

 

نکته اول : که شکی در اون نیست اینه که 27 سال از انقلاب گذشته در اون زمان یعنی در موقع پرش گوسفند 83 و اینکه اگر همین طوری به عقب برگردیم سال 57 به عدد 1 میرسیم ... البته این نتیجه گیری ناقصه ولی خوب می تونه هدف باشه ...

 

 

نکته دوم: با توجه به نظر سارا جان که به نظر من درسته ...

به نظر من کسی که رو تخت خوابیده همیشه قدرت رو در دست داشته یعنی ۲۷ سال خیالش راحت بوده. اما از سال ۸۳ به بعد با توجه به شرایط سیاسی اوضاع تغییر کرده ...

 

 

نکته سوم :  از جهت دیگه هم 27 خرداد 84 انتخابات دور اول ریاست جمهوری بود ....

البته به نظر من منظور کلی این بوده که اون مرد با خیال راحت 27 رو بغل کرده چون می دونه که همه چیز بعد از گذشت چهار سال باز هم به اول بر می گیرده .... یعنی دوباره همون وقایع 4 سال پیش ...و از طرفی هم میتوان به این موضوع ربط داد که 27 سال نظام در آرامش بوده بعد از سال 83 به بعد پایه ها متزلزل شده اند و این فرد داره سالها رو توی ذهنش به عقب بر میگردونه  یعنی به سالهای آرامش برای خودش ...

 

 

حالا می خواهم با کمک همه دوستان نتیجه کلی رو بگیریم هر کس یکی از این سه نکته رو که فکر می کنه درست تره رو در قسمت نظرات بگه تا بعد از نظر سنجی کلی ببینیم به نظر اکثریتکدام گزینه درست است ...

باتشکر - احسان

6 مرداد 1388
تشکر از همه دوستان
نوشته شده توسط احسان در ساعت 11:31

سلام ...  

مرسی از همه دوستانی که در مورد کاریکاتور زیر نظر داده اند ... تا چند روز آینده نظر ها رو یکی کرده و انشاالله یک نتیجه میگیریم با کمک هم ... تا چند روز آینده ...

30 تیر 1388
کاریکاتور عجیب روزنامه همشهری
نوشته شده توسط احسان در ساعت 19:39

این طرح چند روز پیش در روزنامه همشهری منتشر شده بود.

من هر چقدر به مغزم فشار آوردم چیزی دستگیرم نشد. 

از دوستان خوش فکر تقاضای کمک دارم. 

 

27 تیر 1388
ای وطن
نوشته شده توسط احسان در ساعت 18:19
موضوع: شعر

 نمی دونم چرا همیشه عاشق این آهنگ بودم .... مخصوصا تو این حال و هوا ...  

ای وطن من تو رو می خوام
تو و مردمون خوبت
جنگل سبز شمالت
ساحله داغه جنوبت
روی ماسه های دریا
تو غروبای قشنگ و
توی رقصای محلّی

همه ی افسانه هایی
که تو ذهنم می درخشه
واسه من رستم دستان
هنوزم سوار رخشه

عطر چایی
نون تازه
لبی که به خنده بازه
همه ی دنیا می دونن
ایرونی مهمون نوازه

ای وطن من تو رو می خوام
تو و مردمون خوبت
جنگل سبز شمالت
ساحله داغه جنوبت


دیده بوسی ، سال تحویل
تنگ ماهی ، ظرف آجیل
هم بازی های قدیمی
گپ زدن با اهل فامیل

توی اون بوهای کاه گل
همه ی کبوترارو
عاشقای سرد به زیرو
کوچه های خاطراتو 


گل سرخ و سبزه و برف
رنگ پرچم قشنگت
ای وطن من تو رو می خوام
تو و مردم یه رنگت

19 تیر 1388
عکس راهپیمایی ۱۸ تیر
نوشته شده توسط احسان در ساعت 11:28
موضوع: عکس

 

 

 
 

 
 
 

 
 

   

 

 

 

 

 

 

خیابان کارگر

 

 

 

 

 

 

 


 
  
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

  

    

 

هموطنم اگر نظری داشتی در  پست پایین نظر بده ...

 

14 تیر 1388
دیروز دوباره من
نوشته شده توسط احسان در ساعت 08:54

سلام !!! بچه ها نمی دونید دیروز چه روز خوبی بود !!! 

دیروز دوباره من گشت ارشاد ندیدم !!! 

دیروز دوباره من گیر دادن به جوان ها رو ندیدم !!! 

دیروز دوباره من گیر دادن به صدای ضبط ماشین ها رو ندیدم!!! 

دیروز دوباره من بغض یه کودک رو پشت شیشه ساندویچی ندیدم !!! 

دیروز دوباره من زنی را بیکار کنار خیابان ندیدم !!! 

دیروز دوباره من فقر را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من فحشا را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من فریاد مردمم را برای آزادی ندیدم !!! 

دیروز دوباره من در چهره هموطنم خستگی را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من گدایی را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من غم را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من توهین به هموطنم را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من گرانی را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من سکوتی پر از حرف را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من خورشید را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من کاسه چه کنم چه کنم را ندیدم !!! 

دیروز دوباره من ... 

ولی دیروز دوباره من نفت را سر سفره مان دیدم !!! .... داشت یادم می رفت هاله نور را هم دیدم !!! .... ولی مردم کشورم را ندیدم ....  راستی کسی عینک فروشی خوبی دیده‌؟؟؟؟!!!!

11 تیر 1388
دلم نیومد  این عکسها رو نذارم
نوشته شده توسط احسان در ساعت 12:32
موضوع: عکس

 

 

 

  

 

 

 

 

10 تیر 1388
مگه من دل ندارم ... ای کاش من جای ندا بودم
نوشته شده توسط احسان در ساعت 19:10

سلام ...  

یه سلام متفاوت ... 

خسته شدم ... 

حوصله بحث رو دیگه ندارم  ...  

شاید دیگه ادامه ندهم در این وبلاگ ... 

البته شاید ...  

اولش با چه نیتی شروع کردم ولی به کجا رسیدم ... می خواستم از هر دری بگم جز سیاست ... ولی سیاست همه زندگیم شد .... نمی خواستم بحث کنم ولی خوب قبل از انتخابات نظرم چی بود ... ولی چی شد؟؟؟!!!  

 

یه چیزی می گم ولی نزنیدم ... دیگه حالم از ایران و ایرانی بودن به هم می خوره ... حالم از اینکه همه دنیا تحقیرم کنن به هم می خوره ... حالم از این که تو یه زندان بزرگم به نام ایران ... به یه جایی رسیدم که می گم ای کاش چنگیز مغول همه چیزو به آتش می کشید و حتی نیاکان منو ... 

به خاطر این نظرم ببخشید ... شاید به خاطر این حال و هواست ...

6 تیر 1388
هنوز هم دروغ
نوشته شده توسط احسان در ساعت 19:58
موضوع: عکس

خودتون بگید کی شیشه ماشین ها رو میشکنه؟ کی آشوب گره ؟ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1 تیر 1388
هموطن به پا خیز جای سکوت نیست
نوشته شده توسط احسان در ساعت 20:34

 

کی شیشه ماشین ها رو میشکنه؟ آشوبگران؟  

بیا هموطن همه با هم جدا از هر جبهه ای با هم باشیم ... باز هم می گویم برادرم و خواهرم برایت متاسفم ... برای آینده کشورم متاسفم ... و در آخر برای خودم که جوانیم به فنا رفت ... امیدم به فرداست برای فرزندانم ... نوادگانم ... به امید ایرانی سربلند ... پیروز ... موفق .... همه با هم سهم کوچکی در ایران آباد داشته باشیم ... 

 

 

دوستان قسمت نظرات رو خواهش می کنم نگاه کنید !!! یک نظر جالب از یک هموطنان خوبمون هست (فقط طرز فکر ها رو خودتون مقایسه کنید!) 

 

در اینجا هم لینک دانلود فیلم کشته شدن ندا (دختر جوان ایرانی توسط تیر اندازی مامورین انتظامی) 

http://www.4shared.com/file/113370153/efd4cf26/NEDA.html

1 تیر 1388
باز هم وای وطنم
نوشته شده توسط احسان در ساعت 19:54
موضوع: عکس

درگیری‏های روز گذشته (30 خرداد) در تهران 

 






 

31 خرداد 1388
واقعا حقیقتی تلخ
نوشته شده توسط احسان در ساعت 13:18
موضوع: عکس

26 خرداد 1388
راهپیمایی سکوت
نوشته شده توسط احسان در ساعت 10:40
موضوع: عکس
19 خرداد 1388
میرحسین موسوی
نوشته شده توسط احسان در ساعت 12:18

 

 

کاش میشد به سرآغاز رسید و روی نقطه ی شروع پافشاری کرد و فارغ از دلهره حرکت همانجا ساکن ماند .   

کاش قدمی با قدم دیگر در نمی آمیخت و من در حجم آرام لحظه ای دنج مدام تکرار میشدم .  

 

کاش آنکه مرا وادار به حرکت کرد میدانست رنج شیرینی که به آن عادت کرده تنها دغدغه خیس شبهای آشفته من است . 

 

اگرچه حس سربه راه و همیشگی صبر وادار به ایستادگیم میکند اما هراس از لحظه ای که شکیبایی بمیرد .  

  

رای همه ما فقط میرحسین موسوی

   1      2      3      4    >>